فرصتی نو سالی نو

behbahan gate

Written by

Hossein Adeli

Published
30 January 2016

Latest Publications

behbahan gate
person speaking

فرصت ها برای کشورها و ملت ها از همان قاعده ای پیروی می کند که برای انسان ها. در آموزه های دینی ما آمده است که باید از فرصت ها به خوبی استفاده کرد. وقتی فرصتی طلایی بوجود می آید تا مسیر رشد و ترقی را برای ملتی فراهم کند هنر اجماع ملی و تعامل با یکدیگر، همدلی و وحدت می تواند زمینه را برای استفاده مثبت از آن فرصت فراهم کند. این فرصت ها همیشه نیست و برای مدتی بلند هم پایدار نمی ماند ولی اثرات و نتایج مثبت استفاده از آن برای بلند مدت می تواند ملتی را معزز نگاه دارد. اکنون به نظر نگارنده این فرصت طلایی برای کشورمان بوجود آمده است. این فرصت در سایه راهبری خردمندانه و یک اجماع ملی هنرمندانه و درک درست شرایط ملی و بین المللی ایجاد شده است.

به نظر می رسد شرایط بین المللی برای رشد و توسعه کشورمان نسبت به قبل یک چرخش کامل کرده است و زمینه های بالندگی و رشد و توسعه سریع کشورمان را ممکن ساخته است. البته گزینه های سیاستی برای چگونگی برخورد با این فرصت ها پیش روی تصمیم گیرندگان است. راهبری خردمندانه و اجماع ملی را می توان ادامه داد تا مسیرپیش رو روشن تر گردد و حرکت ملت در جبران آنچه گذشته و ایجاد آینده ای امن و خوب تسهیل و تسریع گردد.

واقعیت این است که مجموعه عملکرد مسوولین نظام در مذاکرات با قدرت های جهان و به پایان رساندن آن و آغاز اجرای آن نه تنها یک موفقیت است بلکه نوعی سرمایه مهم بین المللی محسوب می شود که ایران می تواند با آن به ایجاد بنیان های محکم برای فضای رشد و توسعه خود بپردازد. ایران در فرآیند مذاکرات با قدرت های جهان در درجه اول توان اجماع ملی، خرد جمعی و راهبری قوی ملی و متحد خود را نشان داد. ازین طریق کشورمان نشان داد می تواند اجماع ملی داشته باشد و نیز آماده تعامل مثبت با جهان و قدرت های آن می باشد و توانست ازین راه آنها را وادار سازد که در مسیر شناسایی ایران و قبول آن بیاندازد. امروز شاهد این هستیم که چگونه چنین فضایی توانسته است نه فقط محدودیت ها و تحریم های گذشته را بشکند بلکه موجب تمایل قدرت ها را به همکاری های مهم بین المللی و منطقه ای با کشورمان ترغیب کند. این شناسایی که بعد ها می تواند به اعتماد متقابل و همکاری تبدیل شود یک دارایی ارزشمند بین المللی برای کشورمان به شمار می آید. روحیه اتحاد و اجماع ملی و به کار گیری خرد جمعی موجود باید ادامه یابد و در پیشبرد برنامه های رشد و توسعه کشور و ایجاد عزت و امنیت در سطح بین المللی به کار گرفته شود.

در نیمه دوم قرن بیستم شاهد فرصت هایی بودیم که برخی ملت ها از آن استفاده کردند و اکنون به قله های بالایی رسیده اند و از نتایج آن بهره برداری می کنند. نمونه ها از انواع مختلف کشورها وجود دارد. ژاپن و آلمان که شکست خوردگان جنک جهانی دوم بودند از نکبت و بدبختی شکست در جنگ برای خود فرصت آفریدند وامروز تبدیل به کشوری شایسته و امن شده اند. این دو کشور گذشته را به کناری نهادند و مبارزه خود را به شکل دیگری تعریف کردند. راه عملگرایی و مصلحت و نیز عقل و تدبیر را در پیش گرفتند. برای تولید و توسعه اقتصاد خود برنامه ریزی کردند و انضباط را در مدیریت و سازماندهی امور حاکم کردند. قانون را جایگاهی ویژه دادند. این کار اما به آسانی صورت نگرفت. نگاهی به تاریخ بازسازی ژاپن و آلمان بعد از جنگ نشان می دهد که با تمام افت و خیزها و زمینه های انحراف در مسیر توسعه اما خرد جمعی و هنر اجماع ملی در سایه وحدت و همدلی توانست مسیر رشد و تعالی را پیش روی آن ها قرار دهد.

ژاپن در بین سالهای 1945 تا سال 1968 ظرف تقربیا 23 سال توانست به مقام دوم تولید ناخالص داخلی جهان بعد از آمریکا برسد. این رشد واقعا معجزه بود. نه صرفا معجزه اقتصادی بلکه معجزه سیاسی و اجتماعی ملتی که با اجماع ملی و خرد جمعی و وحدت توانستند مسیر رشد را طی کنند. این شد که ژاپن ژاپن شد. و همین داستان برای آلمان نیز صدق می کند.

المان حتی دانشمندان بسیاری را بدلیل مهاجرت به آمریکا از دست داده بود. نیمی از نیروی انسانی و خاک خود را از دست داده بود. و هر سال می بایست غرامت می پرداخت! اما مردم المان تصمیم گرفتند راه عملگرایی و رشد و توسعه توانمندی های خود را پی گیری کنند. المان هم ظرف مدت 25 سال تولید ناخالص داخلی خود را به مقام سوم جهان رسانید. در تمام این مدت رقبای مهم اقتصادی آمریکا در سراسر جهان همین دو کشور بودند. ژاپن و آلمان. در بسیاری از بازارها آمریکا به سادگی مغلوب دو حریف زمان جنگ خود میشد.

به این ترتیب بود که هر دو کشور توانستند افتخار و غرور ملی خود را با عمل و ابتکار و مدیریت خود و تعامل در صحنه بین المللی به اثبات برسانند. اقتدار آلمان در اروپا در حال حاضر بسیار فراتر و ریشه دار تر از زمانی است که هیتلر قصد کشور گشایی داشت. المان امروز با سخت کوشی و پرهیز از شعار و هیجان و تعامل بین المللی در تار و پود اروپا بلکه بسیاری از کشورهای جهان حضور دارد و حضورش برد برد است .

جالب اینجاست که بسیاری از کشورهای دیگر به تدریج از الگوی این دو کشور پیروی کردند و همین نتایج را کما بیش گرفتند. الگوی توسعه چهار ببر آسیایی یعنی تایوان، سنگایور، هنک کنگ و کره جنوبی از دهه 70 تا 90 و سپس مالزی، اندونزی، تایلند از دهه 80 تا 2000 الگوی های توسعه کما بیش برگرفته ازژاپن و آلمان به شمار می اید.

نمونه بعدی این الگوی توسعه را باید در چین و هند جستجو کرد که از اوایل دهه 90 میلادی این مسیر را در پی گرفتند. چین دریافت که برای نجات ملت فقیرباید با عملگرایی و اجماع ملی و تعامل بین المللی راه را برای توسعه خود هموار سازد. به همین دلیل چینی که در سال 1990 بالغ بر 500 میلیون نفر زیر خط فقر یک دلار در روز داشت امروز آن را به حدود 10 میلیون نفر کاهش داده است. و چینی که دهه های متمادی سیاست تک فرزندی را با اعمال فشار حاکم کرده است امروز با اعتماد به نفس از اینکه توان روزی دادن جمعیت بیشتری را دارد آن سیاست سنتی را کنار گذاشته و به سیاست دو فرزندی روی آورده است. چین چند سال پیش از ژاپن جلو زد و امروز دومین تولید ناخاص جهان را دارد. البته بر اساس برآورد بانک جهانی و نرخ PPP اولین تولید ناخالص ازآن چین است.

هند نیز به همین منوال به کلوپ 5 کشور اول جهان راه یافت و امروز بر اساس برآورد بانک جهانی و PPP سومین تولید ناخالص داخلی جهان را دارد.این داستان برای کشورها ی دیگرهم همین منوال را طی کرده است. برزیل، آفریقای جنوبی و حتی روسیه بعد از فرو پاشی اتحاد شوروی.

اگر بخواهیم از فرآیند های طی شده توسط این کشورها از آلمان و ژاپن گرفته تا چین و هند الگو ومشترکات مهم رفتاری و سیاستی را استخراج کنیم به چند سیاست مهم می رسیم.

اول اینکه همه این کشورها توانستند وحدت و اجماع ملی حول محور توسعه در کشور خود بوجود بیاوردند. خرد جمعی با اجماع ملی حول محور های مهم امور داخلی و بین المللی خود بوجود اوردند. اجماع ملی و عملگرایی توجه جوامع را از نزاع های غیر ضروری سیاسی داخلی به رقابت بین المللی توسعه و رشد اقتصادی جلب کرد.

وحدت نه یک شعار بلکه یک راهبرد و سیاست روز شد. مردم از هر گروه و دسته سیاسی و یا طبقه اقتصادی و اجتماعی که بودند حول سیاست ملی توسعه و رشد و اجماع ملی حرکت کردند. نخبگان اتحاد و تعامل با یکدیگر را بر تنازع بقا ترجیح دادند. اجماع ملی البته هنری است که به سادگی میسر نمی شود ولی کشورمان نشان داد که توان آن را دارد.

دوم اینکه توسعه اقتصادی اولویت پیدا می کند و سیاست خارجی و داخلی توامان حول چنین محوری شکل می گیرد. نگاهی به سیاست خارجی همه این کشورها و شواهد عینی نشان می دهد که همه آنها از سیاست های تنش زا و درگیری پرهیز کردند. دیپلماسی و تعامل را جایگزین سیاست تقابل و مخاصمه متقابل کردند. شواهد بسیاری وجود دارد که برخی از همین کشورهایی که نام آنان برده شد سیاست های ستنی خارجی و همبستگی های مبارزاتی سابق خود را کنار گذاشتند تا سیاست تعامل و دیپلماسی را به نفع رشد و توسعه خود پی بگیرند.

سوم بین المللی شدن جامعه هم در بعد سیاسی بین المللی و هم در بعد اقتصادی. اساسا در همه نمونه های بالا این کشورها در یک فضای بین المللی به توسعه توانمندی های خود پرداختند. در بعد سیاسی باید این واقعیت را قبول کرد که کشورها در یک محیط بین المللی زندگی می کنند و نمی توانند خود را منزوی کنند. انزوا نوعی جریمه و تنبیه است که هیچ کشوری نباید خود به استقبال آن برود. انزوا مقدمه تهدیدات ملی است. هر انزوایی بعد از مدتی تهدیدات بسیار زیادی را به همراه خود می آورد. در دنیای رقابت فعلی بین ملت ها انزوا موجب توطئه های زیادی بر علیه کشور منزوی می شود لذا حضور در صحنه و فعال بودن در آن جلوی توطئه ها را می گیرد و موجبات امنیت بیشتری را فراهم می کند.

در بعد اقتصادی بین المللی شدن و تعامل اقتصادی از جمله دو ویژگی برجسته دارد. یکی سرمایه پذیری و ایجاد محیطی مناسب برای سرمایه گذاران بین المللی است و دیگری ورود به بازارهای جهان و رقابت بر سر گرفتن سهمی از بازارهای دنیا. همه این کشورها که قبلا از آن نام بردیم توسعه خود را با پول و سرمایه و تکنولوژی خود درست نکردند. بلکه همه آنها از سرمایه های جهانی و از فن آورهای دیگران استفاده کردند. حتی یک مورد مثال نداریم که کشوری صرفا با امکانات بومی خود راه توسعه را طی کرده باشد. این سرمایه ها تولیدات کشور را بالا می برد و توان صادراتی را افزایش می دهد و امکان راه یابی به بازارهای جهانی را فراهم می کند. از یک سو توسعه صادرات و گرفتن سهمی از بازارهای جهان و از سوی دیگر پذیرش سرمایه، مدیریت و فن آوری بین المللی. بنابراین بین المللی شدن اقتصاد از مهمترین الزامات است.

میزان سرمایه گذاری های خارجی در ژاپن، آلمان، کره جنوبی، سنگاپور و همه این کشورهایی که ازآن نام برده شد توسط شرکت های چند ملیتی موتور اولیه حرکت بودند. چین بهترین نمونه آن است. چین توسعه خود را با ایجاد محیطی مناسب برای سرمایه گذاری خارجی و بویژه آمریکا آغاز کرد. و بزودی به اولین کشور سرمایه پذیر جهان با سالی بیش از 70 میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی تبدیل گشت. اقتصاد چین عرصه جولان شرکت های چند ملیتی جهان شدند و توانستند ظرف مدت 20 سال چین را به کارخانه بزرگ جهان تبدیل کنند. اکنون اما همه آن داراییها اعم از مادی و معنوی و تکنولوژی که در بدو امر متعلق به ان شرکت ها بود در اختیار چین قرار دارد. مطمئنا اگر چین فضای داخلی خود را تغییر نمی داد و سرمایه گذاران خارجی را آماج حملات قرار می دادند کار دوام پیدا نمی کرد. در عوض امروز چین هم هویت ملی خود را دارد و هم از توانایی قابل ملاحظه ای برخوردار شده است.

چهارم حاکم ساختن قانون و قانونمند کردن امور. قانون گذاری و مقررات نویسی کار پیچیده ای و بسیار ظریف است. جوامع هرچه پیشرفته تر باشد قوانین و مقررات آن پیچیده تر و مفصل تراست. وقتی اداره امور جامعه جای تفسیر به رای داشته و در کلیات باقی می ماند جای انحراف و استانداردهای دوگانه و ظلم و رانت و پارتی بازی باز می شود و جامعه انسجام خود را از دست می دهد. اعتماد مردم کم می شود و بدون اعتماد مردم حکومت و راهبری جامعه سخت می گردد. فرآیند های کار مختصر و همه متکی به رای افراد می گردد و تفسیر و اجرای قانون و مقررات با حالت و مزاج افراد ارتباط پیدا می کند. بنابراین جامعه قانونمند به جامعه ای گفته می شود که هم در کلان آن قرارداد اجتماعی و قوانین مادر باید مورد اتفاق و اجماع باشد و به آن عمل شود و هم در جزییات و مقررات امور باید با تدوین مقررات جزیی و مفصل جلوی تفسیر های دو گانه و چند گانه گرفته شود. جامعه بدون قوانین محکم جامعه ای ناکارآمد و غیر منسجم است که نمی تواند راه سریع پیشرفت را طی نماید.

با توجه به مطالب بالا نکته این است که کشورمان اکنون بعد از انجام برجام و نشان دادن درجه بالایی از رهبری هوشمندانه و وحدت و همدلی و اجماع ملی در این امر استراتژیک در عمل وارد شرایط جدیدی شده است. این شرایط امکانات بالقوه اقتدار بین المللی ایران را فراهم آورده است. این شرایط از طرف دیگر موجب شده که رقبای منطقه ای و سنتی کشورمان که در اطراف ما قرار دارند به شدت نا آرام و بی قرار گردند و دام های جدیدی را برای ما تدراک ببینند. دام های بسیار تهدید کننده که نه فقط کشور بلکه هویت های مذهبی و ملی ما را نیز نشانه گرفته است. از طرف دیگر اقبال جهان پیشرفته برای توسعه کشور و قبول نقش منطقه ای و بین المللی ایران نیز به طور فزاینده در حال رشد است و استفاده از آن ممکن است کشور ما را ظرف بیست سال آینده به یکی از کشورهای توسعه یافته بزرگ جهان تبدیل کند. بنابراین خرد معقول می گوید که ما باید از این فرصت استفاده کنیم و نه فقط از دام این توطئه ها خود را برهانیم بلکه توان و حضور بین المللی خود را توسعه دهیم. در مهندسی منطقه و جهان نقش ایفاء کنیم و این همه به مدد تعامل بین المللی و گفتگو و دیپلماسی میسر است.

در این میان باید هوشیار بود که راه توسعه و حفط امنیت و هویت خود را به درستی از راه های انحرافی وسره را از ناسره تشخیص دهیم. شکی در پی گیری این فرصت ها به خود راه ندهیم و رقابت های داخلی بر سر قدرت را اولویت ندهیم و وحدت و همدلی و قانون مداری را در سایه اجماع ملی پی بگیریم.

نوروز باستانی و سال نو این فرصت نو را برای ما ایرانیان فراهم می کند که به کاری نو بیاندیشیم. امسال نه فقط سالی نو خواهد بود بلکه شرایطی نو نیز برای کشورمان در سطح بین المللی فراهم آمده که باید امکان دهیم تا برجام های دیگر سیاسی و منطقه ای و بین المللی را رقم بزنیم و به سوی یک تعامل فعال بین المللی پیش برویم.

سال نو را از طرف خود و همه همکارانم در این مجله تخصصی به همه شما خوانندگان گرامی تبریک می گویم. خوشحالیم که علیرغم مشکلات فراوان تا کنون توانسته ایم با شما خوانندگان گرامی از این طریق ارتباط یرقرار کنیم. همچنین امیدواریم خدای بزرگ لطف خود را همچنان بر این ملت بزرگ بگستراند و همه شما را سلامت و سربلند نگه دارد و کشور عزیزمان را در مسیر بالندگی و عزت پیروز بگرداند. آمین.